مرضيه محمدزاده

1369

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

سيد رضا مؤيّد سيّد رضا مؤيّد فرزند سيّد محمد متخلص به « مؤيّد » در سال 1321 ه . ش در مشهد در خانواده‌اى مذهبى و علاقمند به امور دينى متولد شد ، و پس از تحصيلات ابتدايى به شغل آزاد روى آورد . مؤيّد با مطالعه اثر ادبى و ديوانهاى ساير شعرا از آغاز جوانى به سرودن اشعار به ويژه مدايح و مراثى مذهبى پرداخت ، وى از شاعران نامور اهل بيت پيامبر ( ص ) به شمار مىرود . از مؤيد تاكنون سه دفتر به نام « گلهاى اشك » ، « جلوه‌هاى رسالت » و « نغمه‌هاى ولايت » منتشر شده است . - * - حافظ خون شهيدان : ماجراى كربلا شرح بلاى زينب است * عصر عاشورا شروع كربلاى زينب است شرح صدرش « 1 » در نمىآيد به فهم اهل دل * صبر زينب آيت صبر خداى زينب است رو « أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ » « 2 » . بخوان كاين آيه را * عشق گفتا بعد پيغمبر ثناى زينب است باغبان گلشن سرخ ولايت اشك اوست * حافظ خون شهيدان گريه‌هاى زينب است پرچم سرخى كه عاشورا به خاك و خون فتاد * بر سر پا باز با صبر و رضاى زينب است كوفه و روز اسيرى ديدن زينب دريغ * چون در و ديوار كوفه آشناى زينب است نى همين در شام و كوفه بلكه اندر كوى عشق * هركجا پا مىگذارى جاى پاى زينب است خطبه‌ى او افتخارِ ملّت اسلام شد * بانگ « الإسلامُ يَعلُوا » « 3 » در نداى زينب است پرچم‌اش سرهاى هفتاد و دو تن بر نيزه‌هاست * اى دريغا در كف دشمن لواى زينب است چون توانايى به ترك جان نبودش سر شكست * قتلگاه كوچك محمل مناى زينب است « 4 » * * * درياى ولايت : به درياى ولايت ، گوهرم من * بر اورنگ شهامت ، افسرم من نگينم ، گوشوار عرش دين را * در انگشت شرف ، انگشترم من به صورت شد علىّ اصغرم ، نام * به معنى خود ولىّ اكبرم من على اكبر ، نبى را بود مظهر * علىّ مرتضى را مظهرم من حسين بن على ، فلك نجات است * بر اين پربار كشتى ، لنگرم من حريم او بهشت آرزوهاست * بهشت آرزوها را ، درم من بُوَد حبل المتين ، بند قماطم * مخوان اصغر ، كه مير اكبرم من

--> ( 1 ) - شرح صدر : گشادگى سينه كه كنايه از صبر و طاقت بسيار است . ( 2 ) - اشاره به آيه 2 از سوره انشراح كه خداوند متعال به پيامبر گراميش مىفرمايد : « آيا سينه‌ات را گشاده نكرديم ؟ » . ( 3 ) - اشاره است به حديث معروف نبوى « الاسلام يعلوا و لا يعلى عليه » اسلام برترى دارد و هيچ دين و آئينى را بر آن برترى نيست . ( 4 ) - گلهاى اشك ؛ ص 104 .